تبلیغات
موفقیـتـی هــــا - " درد "
دنیای ما پر از فرداست...

" درد "

تاریخ:سه شنبه 20 اردیبهشت 1390-10:00 ق.ظ

من نمی دانم چی می گوییم و چه مینویسم اما می دانم که:

" تا آن زمان که ما نتوانیم مردممان(تمام مردم جهان) را با فرهنگ سازی مناسب و هدفمند،با فرهنگ غنی کتاب و کتاب خوانی و کلا مطالعه و در مطالعات خود اندشیدن، آشنا سازیم،هیچگاه نمی توانیم به خواسته های خود مبنی بر پیشرفت خود و جامعه دست پیدا کنم،زیرا فردی که برای رفع تشنگی روح تشنه ی خود به مطالعه اهمیتی نمی دهد هیچ گاه برای پول کتاب نخواهد خواند.

وای بر ما که داریم با نادانی خود جهان خود را به سمت نابودی می کشانیم،پس بیاید با برگهای زخم خورده ی سفید کتاب ها آشتی کنیم تا جهان با ما آشتی کند،تا خدا با ما آشتی کند،و شاید این کار دلیلی خوبی باشد برای "نهنگ ها" تا از خودکشی دسته جمعی خودداری کنند،شاید آنها به این دلیل با آغوشی باز، جان عزیز خود را به دست فرشته ی زیبای مرگ می سپارند که می دانند نابودی زمین نزدیک است.آنها خود به دیدار مرگ می روند قبل از اینکه بمیرند،آنها می میرند قبل از اینکه بمیرند.

خود نمی دانم چه می گوییم اما این را می دانم که " این ها" را من نمی گوییم.من امی تر از آنم که حرفی برای نوشتن داشته باشم،اما خوب که دقت می کنم ،طنین صدای فرشته ی پیام آور را می شنوم که دارد می گوید "بنویس"،بنویس تا دیگران "بخوان"ند،نمی دانم چه می گویم اما مینویسم تا شاید روزی کسی بخواند و از آن مهمتر نه به "نوشته"های من که به"گفته"های فرشته ی پیام آور "عمل" کند،این نوشته را من درد می نامم تا شاید روزی درمانگر دردی از دردهای بی نهایت فرزندان آدم باشد.

 " موفقیت چیزی جز کسب آگاهی نیست و بیاید ما آگاه باشیم که جهان در حال ......"

نمی دانم چه می گوییم،نمی دانم،فقط به عنوان کاتبی حقیر می نویسم تا شاید بخوانند و عمل کنند.

                                            " پس بخوان و عمل کن"

علی اکبر و (فرشته ی پیام آور شاید زندگی و شاید مرگ،بدان که تمام هستی مومی است رام در دستان تو،فقط بخوان و بدان و عمل کن،همین)



نوع مطلب : موفقیت