تبلیغات
موفقیـتـی هــــا - کاغذ زنده ی زندگی...!
دنیای ما پر از فرداست...

کاغذ زنده ی زندگی...!

نویسنده :آرمین سالم
تاریخ:دوشنبه 8 فروردین 1390-08:50 ب.ظ

شما تخم مرغ خام دوست دارید؟

ویا اینکه شما به پودر خشک آرد علاقه ای دارید؟. وانیلش هم خیلی تند و بد میشود برای خوردن خالی. تمام مواد هماهنگ نشده ی کیک با هم، خوردن ندارند؛ ولی این وسط همان تخم مرغ خام و آرد و وانیل وشیر، باهم کیک خوشمزه ای می سازند. زندگی، بالا و پایین و محیط کار ویا هر عکس العملی از محیط می تواند خوشایند نباشد ولی نتیجه مهم است. پیش آمد های زندگی تنها و خالی،شاید قشنگ نباشند ولی باهم زندگی را شیرین می کنند و یا بهتر بگم آن را میسازند. مگه خود شما نیستی که برای بیشتر کار ها میگی:« جوجه را آخر پاییز می شمارند.» 

همین مسائل ضمیر ناخودآگاه و طرز فکر و در نتیجه پاسخ کائنات حکایت آشپزی است که وقتی مواد لازم برای کیک را آماده می کند(فرایند) چه فکری در مورد محصول نهایی اش می کند. فقط یک انقلاب فکری(طرز دیدن) به تو این توانایی را می دهد که زاویه ی دیدت را در مورد اتفاقات زندگی عوض بکنی. من صادقم، بیا صادق باشیم! ما در اشتباه کاملیم اگر در مورد یک مفهوم شکستی مثل ضرر مالی، فکر بد بکنیم. این ضرر مالی همان آرد سفیدی است که در ظرف کوچکی ریخته ایم تا فرزند دلبندتان با آن بازی بکند. این مواقع به صورت سفید شده ی بچه تان می خندید. به ضرر مالی اتان بخندید. راه زندگی فقط بودن و افسوس و همزمان نگاه کردن به مشکلات که مرتّب کاغذ زنده ی زندگی را می سوزانند نیست. چارلی چاپلین میگوید:« آخر هرچیزی خوب می شه، اگر خوب نشد...بدون هنوز آخرش نشده!» حتی کیک سوخته ی آشپز آنقدر افسوس به او نمی دهد که گریه کند. گاهی اوقات حتی از دیدن کیک سوخته اش لذت می برد.  

من قبول دارم که همیشه موانعی فکری وجود دارند که مارا از تفکر مثبت نسبت به مشکل باز می دارند. یک آشپز هم بعضی وقت ها هرچه قدر تلاش می کند مخلوط اولیه اش غلظت مناسب را ندارد و با این حال آن را برای پخت آماده می کند.

سرانجام کار را او ندیده است و نمی داند که یک مخلوط با این غلظت ممکن است کیک خوشمزه تری از تجربه ی قبل باشد. قرار نیست که همیشه با توجه به یادگیری های قبلی پیش رفت. حالا همان موانع که آدم را از تفکر مناسب و منطقی دور می کنند شاید راهی باشند برای یک زاویه ی دید دیگر. آن زاویه شاید به مراتب بهتر از قبل باشد. درست است! شاید بهتر هم نباشد و بدتر هم شود. و آن موقع است که باید بگویی مگر من انسان نیستم؟ توان من بیشتر از پخت دوتا تخم مرغ خام است. همین آلان می روم و تخم مرغ های بیشتری می خرم. زندگی جاریه. در هرصورت باید کیک را پخت!

آشپز توانمند برو و از پیش آمد ها لذت ببر ... به خدا اطمینان کن.